خلیج فارس "درگاه ملی مذهبی مردمی"
 
پشیمانم پشیمانم از اینکه در ایران عمرم را تلف کردم. البته از کشورم بیزار نیستم از جو حاکم در کشورم خسته شدم از بی عدالتی از ریاکاران و متظاهران که روز به روز بیشتر می شوند . پشیمانم چرا موهایم را در جوانی سفید کردم بخاطر زندگی در کشوری که برای مردم خود ارزش قائل نیست و باز البته ایران فرزندان خود را دوست دارد ولی متاسفانه کسانی افسار را دردست دارند جان ما را خشکانده اند . پشیمانم که چرا چشمانم و گوشهای خود را برای گوش کردن برخی مزخرفات برخی انسان نماها خسته کردم . سالهای زندگی من در ایران پر بود از مشقت و حسرت و دادی که دادرس نداشت . کشورم پر شده از ادعای انسان دوستی و همنوع دوستی ولی وقتب به فلانی مراجعه میکنی و از او کمک می خواهی با لبخندی تمسخر آمیز شما را بدرقه می کند انگار او از همان اول در پشت ئمیز ریاست به دنیا آمده است . یران من پر شده از گوشهایی که نمی خواهند به درد مردم گوش کنند و دلهایی که به هوس خود مشغول هستند در حالی که بر سر سفره بیت المال نشسته و حلال خدا را با طعم غصبی نوش جان می کنند ان هم غصب از اموال 80 میلیون خرد و کلان هموطن . امروز چه راحت حق ما را خوردند و چه راحتر تبرئه شدند . چطور راضی هستند که بر گرده من طبقات رشد را طی کنند . مگر نمی دانند همیشه حکومتهای ظلم فرو خواهند ریخت مگر کسری را همیشه به ما یادآوری نمی کردند حالا چه شده خودشان از کسری بدتر شده اند به امید ظهور اقا و مولایمان مهدی که او یگانه انسان پاکیزه است و ولایت او تنها دولایت قابل قبول
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم تیر 1393 توسط حسام الدين محمدي
طلبکاری که از کسی داشتم به من برگردانده شد البته بسیار به موقع بود چون واقعا بعلت دیر پرداخت شدن حقوق ماه فروردین کفگیر به ته دیگ خورده بود و داشت ته دیگ را هم حسابی رنده می کرد. بلاخره برای خرید مایحتاج خانه راهی بازار و خیابان شدم . به مغزه گوشت و مرغ فروشی که رفتم بعد از خرید در حالی که می خواستم به خانه برگردم دیدم خانمی برای خرید مراجعه کرده بود و یک تک مرغ را برداشته و از صاحب مغازه خواست که مرغ را وزن کند و در صورتی که فقط قیمتش به 10 هزار تومان رسید ان را به او بدهد . من خیلی ناراحت شدم که برخی از مردم جامعه ما برای خرید مایحتاج خانه خود چه خفتها و مصیبتهایی را متحمل می شوند . در انتها در هنگام برگشت به خانه در حالی که نایلونهای گوشت و مرغ را حمل می کردم از نگاه مردم که می دانستم با حسرت نگاه می کنند خجالت می کشیدم . واقعا چقدر بد روز گاری شده که باید در میان کسانی باشی که نان شب را حتی شاید نداشته باشند و اکثریت مردم کشور فقیر باشند . من خودم را از انها جدا نمی دانم چون هنوز با کمک پدر کمی برپا ایستاده ام (ساکن بودن ر منزل پدر و ندادن اجاره بهای خانه). ظلم در حالی که همه می بینیم چه خرجهای بی حسابی در کشور می شود چه اختلاسها که در پنهان وپیدا انجام نمی شود و متاسفانه دستگاه قضا نمی خواهد یا نمی تواند با آنها برخورد کند هنوز نتوانسته جریان 3000میلیارد را حل کند پروندهای دیگر گشوده می شود . ما مردم در فقر هستیم در حالی که از پول بیت المال چند میلیارد حقوق به فلان بازیکن فوتبالل می دهند یا فلان سازمان به رئسای خود هدایای چند میلیون تومانی می دهد آن هم در حالی که تمام ارگانهای خدماتی و اداری کشور ادعای خدمتگذاری به مردم را می کنند . آقای فلان میلیاردها دزدیده است ولی متاسفانه آزاد و رها تا انشاالله او هم مثل خاوری پرپر شود . باعث تاسف است که در کشور اسلامی مسئولانی داریم که در جواب خطاهایی که در حوضه آنها رخ می هد به من ربطی ندارد را جواب می کنند در حالی که در فلان کشور لامذهب بخاطر غرق شدن کشتی دانش آموزان معلم آنها خود کشی کردو وزیر مربوطه استعفا داد.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 توسط حسام الدين محمدي
شهادت بانوی قهرمان کربلا زینب کبری(س) را به عموم راستان و شیعیان تسلیت عرض می کنم . به هر انسانی برای انجام کاری و هدفی به دنیا می آید یکی برای کارهای بزرگ یکی بریا انجام کار های کمی کوچکتر برخی وظیفه خود را به نحو احسن انجام می دهند برخی هم عکس عملی را که باید انجام دهند به نحو احسن انجام می دهند خلاصه همه آمده ایم کاری انجام بدهیم و برویم . حضرت زینب امد تا قهرمان کربلا باشد آمد تا قیام نینوا را تکمیل کند آمد که من انسان عامی دیگر بر سر دنیا غر نزنم که چرا دنیا با من بد تا کرده چرا اونجا را کج عمل کرده چرا این بده چرا اون بدتره .... اون یکی از نیک ترین انسانهای عالم بود،راستی شما کسی را که دوست دارید و مهمان شماست در خانه چگونه اکرام می کنید ؟می دانم که نخواهید گذاشت به قول معروف آب در شکمش بنجنبد ولی در دیار خاکی در نزد خدا برای انجام امتحانهای عالم مادی همه یکسان هستند حتی راستان واقهی بیشتر در معرض ستم روزگار قرار می گیرند . یکی از این راستان بانوی کربلا زینب (س)است او شهادت مادر را با تمام وجود لمس کرد و ستمی که با او شد مظلومیت پدر را دید شهادت پدر را دید در حالی که او بسیار مظلوم بود شهادت برادرش حسن را دید از دست جفای همسرش دید کربلا با حضرت عباس چه کردند علی اصغر را دید که چگونه پرپر شد دید علی اکبر جوان چگونه بر خاک افتاد دید چگونه تک تک یاران برادرش حسین در خاک می افتند دید چگونه سر عزیزش حسین از تن جدا شد و بر نیزه شدن سر یاران حسین و حسین را دید . آوارگی خانواده بهترین مردان عالم را دید و اسارت را تجربه کرد .... زینب بهتریخانم عالم بعد از زهرا (س)و خدیجه (س) فطمه بنت اسد(س) بهترین خانمها بود آیا ما باز می توانیم ناله کنیم دنیا چرا با ما اینگونه تا می کنی ؟ خلاصه در انتها سالگرد وفات بانوی کریمه اهل بیت زینب کبری(س) را به عموم دوستاران و شیعیان تسلیت عرض می کنم و خصوصا به اقا و مولای زند و حاضر مهدی قائم و انبیا زنده عیس بن مریم و خضر پیامبر علیها السلام
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 توسط حسام الدين محمدي
روز گذشته جمعی از خسارت دیدگان مسکن مهر ۱۰۶ مقابل استانداری خراسان رضوی خواستار پیگیری پول های واریزی خود به تعاونی ها و بنیاد مسکن بودند ،افرادی که به جای خانه ای امن تلی از خاک در گلبهار تحویل گرفته اند .

به گزارش ایسنا ،معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری خراسان ،ضمن تایید کم کاری برخی تعاونی های مسکن مهر اظهار داشت :تعاونی یک شخصیت حقوقی است و استانداری نمی تواند در امور آن وارد شود.حسن واحدی افزود :استانداری در پیگیری های انجام شده از اداره کل کار ،تعاون و رفاه اجتماعی استان خواستار تعیین تکلیف این تعاونی ها شده است .

وی تصریح کرد:با توجه به برنامه ریزی های انجام شده در راستای به پایان رساندن طرح مسکن مهر نا انتهای سال ۹۳ ،وضعیت افرادی که مسکن مهر خود را تحویل نگرفته اند ،مشخص می شود.

البته من خود عضو این مسکن مهر هستم و شرح کامل وقایع اتفاق افتاده در این تعاونی اختلاس دو مدیر عامل که هر کدام دیگری را متهم می کرد و ول بی زبان ما هم در دست اینها تلف شد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 توسط حسام الدين محمدي
خب نمی دونم دست زمانه آستین بالا کرده که جسم لاجون من را حسابی بی جون کنه.

همه چیز کمر بسته که من را در چند فیتیله پیچ پی درپی از تشک بندازه بیرون .

انگار خدا هم گنار تشک ناظر است و تمنای من را می بیند و سکوت کرده و البته من سکوت خدا را پر از حکمت می دانم .

خلاصه همه گناه من این است که خودم مقصیر بوجود آمدن تقصیر نیستم بلکه دنیا کمر همت بسته من را از گردونه خارج کنه .

اینجاست که حسابی فکر می کنم تهایی محض به سراغم اومده در یک غروب که هیکس نیست چشم به یک افق بسته با امید سرشار و زمزمه ای بلند نخراشیده که همه نگاه و فکر تو توهم است .

خدا به خاطر اینکه اینا فکر نمنند راست میگویند یکبار هم بشیر و مبشرت را بفرست و جان نیمه من را زنده کن .

خشکید قلبم از این همه تحقیر و سرکوفت یاران نایار .

تمام دریچه ها و روزنه ها روز به روز تنگ تر میشه انگار داره سیاهی بر سپیدی چیره میشه .

شاید خدا می خواد به من بفمانه که اینا که برایشان تب می کنی حتی حاضر نیستند به تو نگاه کنند چه برسد که برایت بمیرند .

حسابی خودت را الاف بد کسانی کردی کسانی که پای ثابت خوشبختی تو هستند .

البته از عدالت دور است که نگویم برخی از یاران بودند تاکنون هم بودند ولی خب مسیر و زا حسابی طاقت فرساست.

اونا امدن زندگی کنند نیامدند که با من علیه امتحانها زور آزمایی کنند .

اینجا از والی خودم می خوام او را از این بازی بیرون ببره چرا که ترس من اینه که دلشلن بلرزه و دل من را هم بلرزانه به اونا خوشبختیشان را برگزدان حتی اگر در این انتخاب باید من از داشتنشان محروم شوند و راضیم به رضایت .

خدایا بد جوری قبلم سنگین و دلم تنگ شده کمکم کن و کمکشان کن بد جوری کلافه شده اند .

من اومدم دیگه مثل اینکه چاره ای جز آمدن نیست با ترک کنم این بازیچه را کمی هم جدی باشم صدیق شدن شوخی بردار نیست باید دراهش خیلی چیزها را فدا کرد .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 توسط حسام الدين محمدي
به نام خدا

وقتی هیچ کس نیست دل ادم می خواد کنده بشه ،وقتی احساس می کنی کسی را نداری دنیا با این همه عظمت برایت از یک قفس تنگ تر میشه.

دیگر حوصله نداری حتی نفس بکشی، زنده بودن برات بی معنی میشه .

ولی وقتی از درونت هجرت می کنی و نظری هم به آسمان می اندازی ناگهان شوری در تو آغاز میشه .

یکی که در لحظات تنهایت داد می زد ((من هستم ))رو نشان می دهد .

او که می آید تنهایی رنگ می بازد و دلدادگی ها شروع می شود .

مگه میشه با او بود خسته شد مگه میشخ با او بود عاشق نشد.

ولی انسان وقتی در دنیا غوص می کنه و در خود فرو می ره دیگه مادیت چشم بصیرتش را زنگار می کشه.

چشماش تا نوک دماغش را بیشتر نشون نمی ده دلش مه آلود و قلبش تنگ میشه .

همیشه با خدا سخن بگویید چون او شنوده خوبی است تمامدرد و غم شما را می گیرد و شما راسبک و نورانی می کند .

اگر همه دنیا شما را رهاکردند نترسید اگر خدا را دارید و اگر هم او را از خود ناراحت کرده اید باز هم نا امید نباشید چون خدا خداست هیچ وقت ناراحتی در او جایی نداره و رحمتش همیشه ازلی و ابدی است .

خدایا من همیشه تنها بودم و خوب می دونم تنهایی یعنی چی،من فقط بعد از تو یک پدر مهربان و یک مادر دلسوز را همدم خودم دیدم داشتم خدایا آنها را از من نگیر و یتیم خواهم شد .

براستی تو از همه داشته های عالم بهتری و براستی تنها کسی که همیشه با انسان می ماند خداست نه فرزند و همسر و برادر و خواهر .....البته پدر و مادر استثنا هستند چون آنها دستان راست و چپ رحمت الهی هستند

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 توسط حسام الدين محمدي
سال جدید هم بلاخره رسید .

سالی دیگر پشت سر گذاشته شد ،آیا سال قبل را بخوبی در بایگانی ذهن و خاطرات و حتی اعمال پوشه می کنیم.

چه کردیم ؟آیا وقتی به پشت سر نیم نگاهی می کنیم باغی پر از گلهای سر بحال می بینیم یا بر عکس خاطراتی مانند خس و خاشاک ،خاشاکی که بادل ما را زخمی کرده یا دلی رازخم زده.

به هر حال گذشته ها گذشته البته در پرنتز اگر دلی رازخم زدید حتما در فکر این باشبم که جبران کنیم

سال نو را بانیت مهربانی کردن آغاز کنیم چون فلسفه زندگی فقط مهربانی می باشد ما آمده ایم فقط مهربانی کردن بیاموزیم و مهربان باشیم و مهربانی کنیم ومهربانی درس بدهیم .

نگاهی در زندگی بزرگان و اولیا ما را حتما به این نتیجه می رساند محمد رسول خدا در جریان پرتاب خس و خاشاک مرد نادان بسویش جز مهربانی نکرد علی ولی خدا در خصوص اسیران جنگ و یتیمان غیر از مهربانی نکرد.فاطمه بانوی صاحب کمال جز مهربای به حسن و حسین نیاموخت حسن و حسین و فرزندانشان هم ادامه دادندو عملکردن همان چیزی را که در مکتب خدا و رسولش بود  و فاطمه (س)در جریان بخشش گردنبندهمان کرد که رسم اولیاست.

چون خدای بی نیاز فقط همین را می خواهد.

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم فروردین 1393 توسط حسام الدين محمدي
بلاخره دولت تصمیم گرفت بصورت غیر نقدی کمک هایش را به اقشار بی بضاعت شروع کند .

ولی متاسفانه باتمام ادعا نتوانست عدالت را بین اقشار جامعه رعایت کند .

با کاری که انجام داده میتوان فهمید با اطلاع این عمل انجام شده است.

در این توزیع اولیه فقط تعداد کمی از قشر کارگران تحت پوشش بودند اکثریت با کارمندان نیروهای مسلح وحتی کارمندان ادارات دولتی رود.

جتی کارگران تحت نظارت تامیین اجتماعی که در ادارات دولتی مشغول بکار هستند محروم بودند.

البته بااطلاع رسانی قبلی می توانستند کارگران رااز نگرانی خارج کنند که فکر می کنم این عمل عمدی بود.

شایدقصد اولیه فقط توضیع سبد کالابین کارمندان بوده ودر صورت اعتراض نکردن دیگر اقشار به همانها اکتفا می شد مانند همین کاری که احمدی با سهام به اصطلاح عدالت کرد.

قشرکارگر با داشتن ماهیانه دستمزدی بین ۴۸۰۰۰۰تومان تا۷۵۰۰۰۰تومان کمترین در امد حاصل از کاررا درجامعه دارد.

در حالی که کارمندان دولت و مستمری بگیران از ۶۷۰۰۰۰۰تومان تا حتی ۲۰۰۰۰۰۰تومان را در دریافتی خود ثبت کرده اند.

حال با اینکار دولت می توان فهمبد کارگران همیشه شهروند درجه ۳ حساب می شوند

حال اینکه درتوسعه صنعت کشور حرف اول را می رنند و بار پیشرفت صنعت بیشتر بر گرده این قشر است.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 توسط حسام الدين محمدي

تبلیغات جلیلی

ستاد او از خبر گزاری بی بی هم کمک گرفته است و در میانه سخنان بی بی سی به دنبال سخنانی است که با استفاده آن دیگر کاندید ها را تخریب کند.

مثال آن پوستری است که در ستاد جلیلی در شبکه مجاری انتشار یافته است.

این تیتر تخریبی به برنامه تبلیغاتی حسن روحانی بر می گردد که در آن برنامه قصد داشت از فعالیتهای گروهش در تیم مذاکره کننده هسته در دولت خاتمی دفاع کند.

خب از کاندید منتخب رهبری بعید است از چنین شیوه ای بهره بگیرد

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 توسط حسام الدين محمدي
مادر بهترین نغمه زندگی من .

مادر مهربان بی ریا

مادر خلوص و مهربانی

ای دریای همه خوبیها ت را ستایش می کنم .

مهربانی کردی در حالی که انتظار جواب نداشتی .

هر موی زمستانی تو یک سال بهار من است .

وقتی چین و چروک صورت و دستان تو را می بینم تمام شادی های عالم در کامم تلخ می شود و آنجاست که آرزو می کنم کاش تو عمر جاودانه داشتی یا کاش می توانستم عمرم را وقف زندگانی تو کنم.

مادرم چندروزیست که زندگی و آرامشت رافدای کمک به مادر بزرگ کردی و از خوابت زدی تا او راحت بخوابد....

خلاصه می بینم که چگونه مهربانیت را به پایش می ریزی و وقتی من از طرف تو ناله می کنم مرا به آرامش دعوت می کنی و کار خود را به خدا وا می گذاری.

از خدا می خواهم بهترین پاداشها را برایت در  نظر بگیرد چون مهربانی دریغ شده دیگران را تو به بی بی جبران می کنی.

مادرم جانم به فدایت

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 توسط حسام الدين محمدي
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • خرید مسکن
  • خنجر