خلیج فارس "درگاه ملی مذهبی مردمی"
 
نماینده شرکت ملی گاز در سخنان خود دبرای برنامه خبری 20:30 سخنی را یراد نمودند که بسیار خنده آور و مضحک بود ولی واقعی  

ایشان فرمودند:نرخ رشد در مشترکان کم مصرف گاز  چهل درصد افزایش است ولی مشترکان پر مصرف از سیر تساعدی 4 درصد بر خوردار می شوند . 

این یعنی ما برای اینکه کم مصرف هستیم تنبیه می شویم و مشترکان پر مصرف تشویق می شوند . 

من از همین جا به این روش تشویقی شرکت گاز تبریک می گم و سعی می کنم ا زاین به بعد رعایت نکنک و حسابی بخاری را بالا بکشو و در مصرف گاز هیچ مضایقه ای نداشته باشم تا بتونم از نرخ 4 در صد بهره ببرم


نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم بهمن 1393 توسط حسام الدين محمدي
داعش چه می کند ؟ 

داعش یک گرده بی هدف است و یا یک گروه آدمکش که برای ارضای خونریزی خود دست به هر کاری که تا بحال انسان از آن امتنا می کرده زده است . 

از سر بریدن کودکان گرفته یا فحشا در قالب جهاد تکاح یا خرابی مکانهایی ه محل عبادت مسلمانان است یا لعنال وحشیانه دوره اعراب جاهل ..... 

داعش گروهی است که سر کرده های انها احتمالا مسلملن نیستند و با جمع کرده تعداد کثیری از انسانهای افراطی یا ابله و با بر داشتن پرچم مسلمانی دست به هر کاری میزنند حال اینکه در میان انها جنایتکاران و انسان آزارهایی وجود دارد که فقط و فقط برای ارضای حس انسان آزاری و خونریزی با آنها همراه شده اند . 

اسرائیل برای اینکه بتواند به نحوی افکار کشورهای عرب دور وبر خود را از اعمال خود دور کند این گرده را پر وراند و از سران عرب کشورهایی که فهم و درک سیاسی ندارند خوب استفاده کرد . 

عربستان کشوری است که شعوری سیاسی ندارد و فقط بر پایه پول نفت تفکر می کند ساکنانش همه یا در حال عیش هستند یا زن وارگی و تعصبی را که دارند خرج تفکر عجم ستیزی می کنند و هدف انها کم رنگ کردن ایران است در عرصه جهان و کشورهای اسلامی و خاور میانه . 

داعش آمد تا با یک تیر چند هدف را بزند بد نام کردن اسلام و مسلم -آزار مسلمانان و بخصوص شیعیان -هرج و مرج در خاور میانه و کشورهای عربی -ایجاد پرده ضخیم روی کارهای اسرائیل ..... 

ما با نگاه به عملکرد اعراب حال می فهمیم که خداوند عجب ماموریت سختی را به دوش محمد رسول الله انداخته است واقعا آدم کردن چنین انسانهایی که حتی زمانه وتمدن هم نتوانست آنها را آدم کند سخت است 

این اعراب در جهل خود خواهند بود تا اینکه آخر زمان برسد  


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم دی 1393 توسط حسام الدين محمدي
ایران  

کشور امروز دارای جوی آرام است که البته این ارامش در پوسته است  

در اعماق اینگونه نیست برخی فشارها حسابی مردم را حیجانزده کرده است ،هیجانهایی که بسیار می تواند مخرب باشد . 

امروز مردم ایران فهمیده اند که گرانی را باید یک رکن از اکان مشکلات همیشگی روزمره به حساب بیاورند و باید به نحوی کنار بیایند چون کسی در جامعه از حیطه شعار یک قدم آن ور تر هم نمی رود . 

قرار بود این دوره جدید  دولت تمام تنشهای اقتصادی و حتی تورم را مهار کند که متاسفانه با وجود مشکلات داخلی و به هم ریختگیهای درونی و فشارهای بروزن مرزی هیچ وقت محقق نخواهد شد . 

این همه باعث بی اعتمادی مردم به دستگاه باشد خبرهای مینی بر تخلفات اقتصادی بین مسئولان و اختلاسها ی کلان .....درست عمل نکردن نظام قضا در ایران و یا نبود برخورد قطعی با متخلفان همه باعث شده که تبعیض بین طبقات بهتر خود را نشان دهد . 

یک دولت خوب باید مقتدر باشد و با همه یکسان برخورد کند با کسی تندی نکند و با کس دیگر درب باز نشان دهد حال ما می بینیم که در محاکمات قضایی ما گاه از افراد بدون واهمه در رسانه ها نام برده می شود و اتهام یکطرفه روال است ولی برخی کسان دیگر با نام متهم خاص یا م م ر یا ش ی ت نام برده می شود این برخورد یه بام و دو هوا شایسته عدالت محوری نیست یا باید ما این تابلو عدالت اجتماعی را برداریم یا اینکه مانند کشورهای غربی که از اونها بدتر در دنیا نیست بین ریس جمهور و یه کارگر در اتهام زدن تبعیض قائل نباشیم یا از هر که بدمان می آید از ورطه عدالت درورخیز کنیم و هر چه می خواهیم از خطوت قرمز رد شویم . 

البته ما که هنوز نفهمیدیم که متهمان 3000 میلیاردی واقعا چه کسانی بودند البته یه فرد بی نام و نشان محاکمه شد و حتی مجازات ولی خب مگه یه فرد بی نام و نشان می تواند چنین رقم بزرگ و نجومی را اختلاس کند . 

ما توقع داریم که سر لوحه ما علی علیه السلام باشد او که خودر ا در برابر یک غیر مسلمان در محکمه یکسان دانسته و برای خود هیچ امتیازی نخواست با اینکه حاکم و امیر المونان بود . 

اینکه رد مهر اندازه یه سینی روی پیشانی داشته باشیم نشانه انسانیت و مسلم بودن ما نیست درست عمل کردن ملاک است . 

مردمی بودن امام علی باید برای همه درس باشد علی نه اهل اسکورت بود نه اهل تجمل و هایو هوی مردم او تنها ندا را که تحویل می گرفت آه مظلوم بود و نفس حق انسان صالح اوفقط با خدا دادو ستد داشت نه اینکه فلانی و فلانی دروبرش جمع بشن و فلان القاب را به او نسبت بدهد . 

حق می گفت و از هیچ نهراسید .تک صدا نبود همیشه نظرات دیگران را لحاظ می کرد یعنی همه اولیا مردم را به شورا دعوت می کردند حتی در سطح خودشان هیچ وقت تک صدای خودشان را بلند نمی کردند . 

مسئولان ما انقدر در سطح بالا خودشان را قرار داده اند که باید از چند رده عبور کنید تا بتوانید یک مسئوال را ببینید .اینها همه تکبر می آورد ما همه می دانیم که بهترین امکانات در اختیار مسئولا ن است و هر کس هم غیر این بگوید خود را به خواب زده وکلای مجلس فقط به فکر کسی خودشان هستند و تجملاتی که وکلات برایشان آورده و بریا حفظ آن از هیچ کار و رانتی دریغ نمی کنند . 

خلاصه این دنیا بقا ندارد هر کس به تعدا مظلومان اضافه کند یک ظالم است و خداوند تنها حامی مظلومین زین است و بد به حال ظالمانی که خدا وکیلشان باشد


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم دی 1393 توسط حسام الدين محمدي
خدا دوستت دارم چون به مهربانی تو کسی را ندیدم . خدا تور ادوست دارم که هیچ وقت تنهایم نگذاشتی و همیشه تنها کسی که بود تو بودی از پدر و مادر مهربانتری چون خالق انها تویی پس خالق از مخلوق خود برتر است از همه لحاظ . تو می دانستی من به سر پرست و نگهدارنده نیاز دارم از کودکی تا بزرگسالی برای مادر را خلق کردی و پدر را . گاهی اوقات انقدر تنهایم که تا کیلومتر ها کسی را برای کمک پیدا نمی کنم و تنها پشتیبان من تویی چون از رگ گردن به من نزدیکتری. خدایا تو را دوست دارم و همه کسانی را که تو آفریدی . پدر را دوست دارم که نشانه محکم و استواری برای من است مادر را دوست دارم چون نماد مهربانی و از خود گذشتگی است. برادران و خواهرانم که همبازیها و دوستان من هستند در خانه . همه مردم را دوست دارم چون احساس تنهایی را از من می گیرند . خدایا تو را دوست دارم به خودت قسم و به جانم قسم می خورم حتی جانم فدای یه نگاه تو
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم آبان 1393 توسط حسام الدين محمدي
به نام حق بلاخره با نامهربانی های زمانه و نامردی مردم زمانه ما هم صابون مستاجری به تنمون خورد . باید تا دو روز دیگه خونه پدر را ترک کنیم و به خونه ای بریم که مبلغ گزافی اجاره کردیم بریم . صاحب خانه ما انسان نچسبییه درسته که خانمه ولی خب خیلی گیره . چاره ای نیس باید تحمل کرد من همه کارهای خود را به خداوند باری تعالی سپردم . همیشه دلم می خواست مثل بقیه که از خونه پدرشان یه راست رفتن خونه خودشون باشم ولی این برای من محقق نشد . خب امتحان که شاخ و دم نداره ما هم این مصیبت را می ذاریم به حساب امتحان الهی. حالا خوبه تا ما خواستیم برای جور کردن اجاره کمی صرفه جویی کنیم خرجها سر بالا آوردند و یکی یکی دارند کیسه ما رو خالی می کنند جالبتر اینکه تا دیروز مدیریت تولید از ما می خواست اضافه کار بایستیم ما فرار می کردیم از زیر بار اضافه کار ولی حالا که می خوایم برای اجاره خونه اضافه شده به خرج خونه کمی اضافه کار کنیم دستور لغو اضافه کار صادر شده است . خب به نظر شما این را هم بذاریم به حساب امتحان یا بذاریم تو حساب بدبیاری . خب چون این وقایع در یک سلسله پشت سر هم اتفاق افتاده است حتما حکمتی دارد . می گم شاید خدا می خواد کاری بکنه کارستون آخه من اعتقاد دارم کسی که به امتحات مبتلا میشه نظر کرده خداست چون داره خدا اونو می بینه و امتحان می کنه . به قول معروف آدم حسابش کرده وگرنه می بینیم خیلی ها رو که همه کار هاشون روی ریل روون و روونه. خدایا کمک کن در امتحانات که سربلند بشم و منو بیش از قدر خود امتحان نکنم البته می دونم اینو خودت در کتابت گفتی . خدایا من دوستی تو را ترجیح می دم تو هم من عزیز خودت کن.
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 توسط حسام الدين محمدي
پشیمانم پشیمانم از اینکه در ایران عمرم را تلف کردم. البته از کشورم بیزار نیستم از جو حاکم در کشورم خسته شدم از بی عدالتی از ریاکاران و متظاهران که روز به روز بیشتر می شوند . پشیمانم چرا موهایم را در جوانی سفید کردم بخاطر زندگی در کشوری که برای مردم خود ارزش قائل نیست و باز البته ایران فرزندان خود را دوست دارد ولی متاسفانه کسانی افسار را دردست دارند جان ما را خشکانده اند . پشیمانم که چرا چشمانم و گوشهای خود را برای گوش کردن برخی مزخرفات برخی انسان نماها خسته کردم . سالهای زندگی من در ایران پر بود از مشقت و حسرت و دادی که دادرس نداشت . کشورم پر شده از ادعای انسان دوستی و همنوع دوستی ولی وقتب به فلانی مراجعه میکنی و از او کمک می خواهی با لبخندی تمسخر آمیز شما را بدرقه می کند انگار او از همان اول در پشت ئمیز ریاست به دنیا آمده است . یران من پر شده از گوشهایی که نمی خواهند به درد مردم گوش کنند و دلهایی که به هوس خود مشغول هستند در حالی که بر سر سفره بیت المال نشسته و حلال خدا را با طعم غصبی نوش جان می کنند ان هم غصب از اموال 80 میلیون خرد و کلان هموطن . امروز چه راحت حق ما را خوردند و چه راحتر تبرئه شدند . چطور راضی هستند که بر گرده من طبقات رشد را طی کنند . مگر نمی دانند همیشه حکومتهای ظلم فرو خواهند ریخت مگر کسری را همیشه به ما یادآوری نمی کردند حالا چه شده خودشان از کسری بدتر شده اند به امید ظهور اقا و مولایمان مهدی که او یگانه انسان پاکیزه است و ولایت او تنها دولایت قابل قبول
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم تیر 1393 توسط حسام الدين محمدي
طلبکاری که از کسی داشتم به من برگردانده شد البته بسیار به موقع بود چون واقعا بعلت دیر پرداخت شدن حقوق ماه فروردین کفگیر به ته دیگ خورده بود و داشت ته دیگ را هم حسابی رنده می کرد. بلاخره برای خرید مایحتاج خانه راهی بازار و خیابان شدم . به مغزه گوشت و مرغ فروشی که رفتم بعد از خرید در حالی که می خواستم به خانه برگردم دیدم خانمی برای خرید مراجعه کرده بود و یک تک مرغ را برداشته و از صاحب مغازه خواست که مرغ را وزن کند و در صورتی که فقط قیمتش به 10 هزار تومان رسید ان را به او بدهد . من خیلی ناراحت شدم که برخی از مردم جامعه ما برای خرید مایحتاج خانه خود چه خفتها و مصیبتهایی را متحمل می شوند . در انتها در هنگام برگشت به خانه در حالی که نایلونهای گوشت و مرغ را حمل می کردم از نگاه مردم که می دانستم با حسرت نگاه می کنند خجالت می کشیدم . واقعا چقدر بد روز گاری شده که باید در میان کسانی باشی که نان شب را حتی شاید نداشته باشند و اکثریت مردم کشور فقیر باشند . من خودم را از انها جدا نمی دانم چون هنوز با کمک پدر کمی برپا ایستاده ام (ساکن بودن ر منزل پدر و ندادن اجاره بهای خانه). ظلم در حالی که همه می بینیم چه خرجهای بی حسابی در کشور می شود چه اختلاسها که در پنهان وپیدا انجام نمی شود و متاسفانه دستگاه قضا نمی خواهد یا نمی تواند با آنها برخورد کند هنوز نتوانسته جریان 3000میلیارد را حل کند پروندهای دیگر گشوده می شود . ما مردم در فقر هستیم در حالی که از پول بیت المال چند میلیارد حقوق به فلان بازیکن فوتبالل می دهند یا فلان سازمان به رئسای خود هدایای چند میلیون تومانی می دهد آن هم در حالی که تمام ارگانهای خدماتی و اداری کشور ادعای خدمتگذاری به مردم را می کنند . آقای فلان میلیاردها دزدیده است ولی متاسفانه آزاد و رها تا انشاالله او هم مثل خاوری پرپر شود . باعث تاسف است که در کشور اسلامی مسئولانی داریم که در جواب خطاهایی که در حوضه آنها رخ می هد به من ربطی ندارد را جواب می کنند در حالی که در فلان کشور لامذهب بخاطر غرق شدن کشتی دانش آموزان معلم آنها خود کشی کردو وزیر مربوطه استعفا داد.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 توسط حسام الدين محمدي
شهادت بانوی قهرمان کربلا زینب کبری(س) را به عموم راستان و شیعیان تسلیت عرض می کنم . به هر انسانی برای انجام کاری و هدفی به دنیا می آید یکی برای کارهای بزرگ یکی بریا انجام کار های کمی کوچکتر برخی وظیفه خود را به نحو احسن انجام می دهند برخی هم عکس عملی را که باید انجام دهند به نحو احسن انجام می دهند خلاصه همه آمده ایم کاری انجام بدهیم و برویم . حضرت زینب امد تا قهرمان کربلا باشد آمد تا قیام نینوا را تکمیل کند آمد که من انسان عامی دیگر بر سر دنیا غر نزنم که چرا دنیا با من بد تا کرده چرا اونجا را کج عمل کرده چرا این بده چرا اون بدتره .... اون یکی از نیک ترین انسانهای عالم بود،راستی شما کسی را که دوست دارید و مهمان شماست در خانه چگونه اکرام می کنید ؟می دانم که نخواهید گذاشت به قول معروف آب در شکمش بنجنبد ولی در دیار خاکی در نزد خدا برای انجام امتحانهای عالم مادی همه یکسان هستند حتی راستان واقهی بیشتر در معرض ستم روزگار قرار می گیرند . یکی از این راستان بانوی کربلا زینب (س)است او شهادت مادر را با تمام وجود لمس کرد و ستمی که با او شد مظلومیت پدر را دید شهادت پدر را دید در حالی که او بسیار مظلوم بود شهادت برادرش حسن را دید از دست جفای همسرش دید کربلا با حضرت عباس چه کردند علی اصغر را دید که چگونه پرپر شد دید علی اکبر جوان چگونه بر خاک افتاد دید چگونه تک تک یاران برادرش حسین در خاک می افتند دید چگونه سر عزیزش حسین از تن جدا شد و بر نیزه شدن سر یاران حسین و حسین را دید . آوارگی خانواده بهترین مردان عالم را دید و اسارت را تجربه کرد .... زینب بهتریخانم عالم بعد از زهرا (س)و خدیجه (س) فطمه بنت اسد(س) بهترین خانمها بود آیا ما باز می توانیم ناله کنیم دنیا چرا با ما اینگونه تا می کنی ؟ خلاصه در انتها سالگرد وفات بانوی کریمه اهل بیت زینب کبری(س) را به عموم دوستاران و شیعیان تسلیت عرض می کنم و خصوصا به اقا و مولای زند و حاضر مهدی قائم و انبیا زنده عیس بن مریم و خضر پیامبر علیها السلام
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 توسط حسام الدين محمدي
روز گذشته جمعی از خسارت دیدگان مسکن مهر ۱۰۶ مقابل استانداری خراسان رضوی خواستار پیگیری پول های واریزی خود به تعاونی ها و بنیاد مسکن بودند ،افرادی که به جای خانه ای امن تلی از خاک در گلبهار تحویل گرفته اند .

به گزارش ایسنا ،معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری خراسان ،ضمن تایید کم کاری برخی تعاونی های مسکن مهر اظهار داشت :تعاونی یک شخصیت حقوقی است و استانداری نمی تواند در امور آن وارد شود.حسن واحدی افزود :استانداری در پیگیری های انجام شده از اداره کل کار ،تعاون و رفاه اجتماعی استان خواستار تعیین تکلیف این تعاونی ها شده است .

وی تصریح کرد:با توجه به برنامه ریزی های انجام شده در راستای به پایان رساندن طرح مسکن مهر نا انتهای سال ۹۳ ،وضعیت افرادی که مسکن مهر خود را تحویل نگرفته اند ،مشخص می شود.

البته من خود عضو این مسکن مهر هستم و شرح کامل وقایع اتفاق افتاده در این تعاونی اختلاس دو مدیر عامل که هر کدام دیگری را متهم می کرد و ول بی زبان ما هم در دست اینها تلف شد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 توسط حسام الدين محمدي
خب نمی دونم دست زمانه آستین بالا کرده که جسم لاجون من را حسابی بی جون کنه.

همه چیز کمر بسته که من را در چند فیتیله پیچ پی درپی از تشک بندازه بیرون .

انگار خدا هم گنار تشک ناظر است و تمنای من را می بیند و سکوت کرده و البته من سکوت خدا را پر از حکمت می دانم .

خلاصه همه گناه من این است که خودم مقصیر بوجود آمدن تقصیر نیستم بلکه دنیا کمر همت بسته من را از گردونه خارج کنه .

اینجاست که حسابی فکر می کنم تهایی محض به سراغم اومده در یک غروب که هیکس نیست چشم به یک افق بسته با امید سرشار و زمزمه ای بلند نخراشیده که همه نگاه و فکر تو توهم است .

خدا به خاطر اینکه اینا فکر نمنند راست میگویند یکبار هم بشیر و مبشرت را بفرست و جان نیمه من را زنده کن .

خشکید قلبم از این همه تحقیر و سرکوفت یاران نایار .

تمام دریچه ها و روزنه ها روز به روز تنگ تر میشه انگار داره سیاهی بر سپیدی چیره میشه .

شاید خدا می خواد به من بفمانه که اینا که برایشان تب می کنی حتی حاضر نیستند به تو نگاه کنند چه برسد که برایت بمیرند .

حسابی خودت را الاف بد کسانی کردی کسانی که پای ثابت خوشبختی تو هستند .

البته از عدالت دور است که نگویم برخی از یاران بودند تاکنون هم بودند ولی خب مسیر و زا حسابی طاقت فرساست.

اونا امدن زندگی کنند نیامدند که با من علیه امتحانها زور آزمایی کنند .

اینجا از والی خودم می خوام او را از این بازی بیرون ببره چرا که ترس من اینه که دلشلن بلرزه و دل من را هم بلرزانه به اونا خوشبختیشان را برگزدان حتی اگر در این انتخاب باید من از داشتنشان محروم شوند و راضیم به رضایت .

خدایا بد جوری قبلم سنگین و دلم تنگ شده کمکم کن و کمکشان کن بد جوری کلافه شده اند .

من اومدم دیگه مثل اینکه چاره ای جز آمدن نیست با ترک کنم این بازیچه را کمی هم جدی باشم صدیق شدن شوخی بردار نیست باید دراهش خیلی چیزها را فدا کرد .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 توسط حسام الدين محمدي
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • خرید مسکن
  • خنجر